فخر الدين الرازي
مقدمه 13
شرح الاشارات والتنبيهات
خاموش مىگردد . اين حالات در اصطلاح عرفا « أوقات » ناميده مىشوند وهر وقت را دو « وجد » است . . . هر چه رياضت پيش رود اين حالات فزونى مىگيرد « 1 » تا آنجا كه اين حالات در غير هنگام رياضت نيز دست مىدهد ، پس به جايى مىرسد كه از ديدن هر چيز روحش به عالم قدس متوجّه مىگردد وكأرش به جائى مىرسد كه گوئى خدا را در همه چيز مىبيند . وگاهى اشراق اين لوامع بر أو غلبه مىنمايد وآرامش أو را بهم مىزند . امّا ادامهء رياضت أو را به منزلي مىرساند كه « وقت » برايش « سكينه » ، وحال زائل ثابت ، ودرخشش كوتاه به شعلهاى تابان مبدّل مىگردد . ومرتبهء كمال حال به آنجا مىرسد كه أحوال اختياري مىشود « 2 » . سپس كمال حال عارف را در مرتبه معرفت بيان مىكند كه أو هر چه را مىبيند خدا را پشت سرش مىبيند . ( ما رأينا شيئا إلّا ورأينا اللّه بعده ) . واز اين مقام هم ترقى مىكند وبه جائى مىرسد كه حتى خود را هم نمىبيند . « وچون عارف از « رياضت » به مقام « وصول » نائل آيد باطن أو چون آيينهاى صاف وصيقلى رو به حقّ مىگردد ، ولذّات عالي معنوي بر أو ريزش مىكند . وهنگامى كه به خود مىنگرد شاد مىگردد ، زيرا اثر حقّ را در خود مىبيند . در اين هنگام خود را ميان دو نظر مردّد مىيابد : نظري به حقّ ، ونظري به خود » « 3 » . ( مانند كسى كه در آيينه مىنگرد ، گاهى صورت منعكس در آيينه را مىبيند نه آيينه را ، وگاهى در خود آيينه مىنگرد نه در صورت منعكس در آن . ) أو از اين مرحله هم ترقى مىكند وبه جائى مىرسد كه از خود نيز غافل مىشود وجز خدا را نمىبيند ( ما رأوا شيئا سوى اللّه ) . واين همان « مقام فناء في اللّه » است كه مطلوب أهل عرفان مىباشد . ودر اين مرحله است كه عارف به حقّ واصل شده وسير أو از خلق به حقّ پايان يافته است « 4 » . ابن سينا در ادامه به بيان اخلاق وأحوال عارفان مىپردازد از قبيل اينكه : عارف گشادهرو وخندانست ، در برابر همه متواضع است ، أهل تجسّس در أحوال مردم نيست ؛ چون به سرّ قدر آگاه است بر مردم شفقت مىورزد وخشم بر أو چيره نمىگردد ؛ شجاع وبخشنده وبلند نظر است وحقد وكينه ندارد . والبتة در ادامه متذكّر مىشود كه عارفان حالات گوناگون دارند ، وحالت يك عارف با عارف ديگر فرق مىكند . وبالآخرة ابن سينا در آخرين فصل از « نمط نهم » متذكّر مىشود كه علّت انكار بعضي مردمان
--> ( 1 ) - همين كتاب ؛ ص 616 . ( 2 ) - همين كتاب ؛ ص 9 - 618 . ( 3 ) - همين كتاب ؛ ص 620 . ( 4 ) - همين كتاب ؛ ص 620 .